امروز : پنج شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷

  • تاریخ انتشار خبر : شنبه ۱۵ دی, ۱۳۹۷ | ساعت انتشار خبر : ۲۳:۰۴ | تعداد بازدید : 38444 نفر | امتیاز خبر :
  • خلبانی که آرامش را از چشم بعثی ها گرفته بود

    گفت و گو با همسر شهید مصطفی اردستانی چهره اسطوره ای نیروی هوایی آسمان ایران از 8 سال دوران دفاع مقدس، خاطرات بسیار در سینه دارد. تاریخ آن روزهای پر از حماسه را ...

    گفت و گو با همسر شهید مصطفی اردستانی چهره اسطوره ای نیروی هوایی

    آسمان ایران از ۸ سال دوران دفاع مقدس، خاطرات بسیار در سینه دارد. تاریخ آن روزهای پر از حماسه را اگر ورق بزنید به نام بزرگمردانی می رسید که در نبرد برای حفظ آب و خاک این سرزمین، سرشار از نیروی ایمان و اراده بودند. سرلشگر شهید خلبان مصطفی اردستانی از زمره این چهره های حماسه ساز است.

    به گزارش ندای پیشوا، کسی که مسئولان ارشد نظام، حضور و وجود او در صحنه جنگ را مایه آرامش رزمندگان و تکیه گاهی در برابر موج حملات دشمن بعثی می دانستند. او همقطار شهید نام آور خلبان عباس بابایی است. آنها دو بال قدرتمند نیروی هوایی ایران در تاریخ جنگ با بعثی ها بودند و از دست رفتن شان موجی از حسرت و اندوه را میان مسئولان نظام ببار آورد.

    در سالروز شهادت این چهره اسطوره ای در گفت و گویی با همسر ارجمند ایشان، سرکار خانم منیره سادات اردستانی تاریخ حیات پر از حماسه او را مرور می کنیم.

    ابتدای مصاحبه از سوابق سرلشگر شهید در دوران انقلاب و اوجگیری نهضت امام خمینی(ره) می پرسم و خانم اردستانی می گوید: مصطفی جزو کسانی بود که در ایام منتهی به انقلاب برای تبلیغ عقاید دینی در میان بچه های نیروی هوایی تلاش می کردند؛ آنها حتی نشریه ای ویژه ای را در این زمینه منتشر می کردند. تا آنجا که من اطلاع دارم مصطفی و تیم همفکرانش در آن دوره به افسران مذهبی مشهور بودند و برای همراه کردن ارتش با انقلاب و امام (ره) تلاش زیادی انجام داده بودند.

    شهید اردستانی در عین شهرت مذهبی بودن به عنوان یکی از دانش آموختگان مبرز خلبانی شناخته می شد. از خانم اردستانی می خواهم قدری از مدارج و تخصص های علمی که شهید کسب کرده بود بگوید و او توصیف می کند: مصطفی تا آنجا که من به خاطر دارم در آغاز دهه ۵۰ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شده بود و دوران تخصصی و تکمیلی خلبانی را در آمریکا گذرانده بود، البته در لابلای دوران خدمتش برخی دوره های ویژه را تجربه کرده بود مثل همان مسابقات تمرینی و جنگی که در پاکستان شرح آن قبلاً منتشر شده است.

    قبل و بعد از انقلاب شهید اردستانی در مهم ترین پایگاههای نیروی هوایی مثل تبریز و دزفول امور خلبانی و کارهای عملیاتی را عهده دار می شود. خانم اردستانی در این باره شرح می دهد: بعد از بازگشت از دوران تحصیلات تکمیلی آمریکا، در پایگاه چهارم شکاری دزفول به عنوان خلبان هواپیمای « اف- ۵» فعالیتش را شروع کرده بود. بعد از انقلاب نیز در پایگاه شکاری تبریز فعالیتش را از سر گرفت تا این که جنگ ایران و عراق شروع شد.

    در این میان اتفاقی که برای خود مصطفی هم یک خاطره شد این بود که او روز حمله ارتش بعثی در مرخصی بسر می برد اما با شنیدن خبر حمله صدام و اشغال خاک ایران بلافاصله هواپیمایش را به پرواز درآورد و اولین عملیاتش را آغاز کرد.

    او درباره مسئولیت ها و مأموریت های شهید می گوید: مصطفی با کارنامه ای که در انجام عملیات های گسترده علیه بعثی ها داشت، سال ۱۳۶۰ به درجه سرهنگی رسید و به عنوان فرمانده پایگاه پنجم شکاری امیدیه اهواز فعالیتش را شروع کرد. اما انتصاب او به فرماندهی پایگاه چیزی نبود که او را پشت میز نشین کند بلکه بعد از آن خودش در صف اول عملیات های پروازی ایستاد و بسیاری از ماموریت های سخت حمله به مواضع دشمن را شخصاً انجام داد

    درخشش روز افزون خلبان اردستانی باعث شد در آخرین سالهای جنگ مقام های ارشد نظام، کار آموزش عملیات نیروی هوایی ارتش را به او سپردند اما حساس ترین مسئولیت او بعد از شهادت خلبان عباس بابایی بود که مصطفی به عنوان معاونت عملیات نیروی هوایی انتخاب شد و تا آخرین روز حیاتش در زمستان ۷۳ در همین مسئولیت فعالیت داشت.

    از همسر شهید اردستانی می خواهم مواردی از عملیات های حماسی که ایشان در ایام دفاع مقدس انجام دادند را برای ما بازگو کند و او می گوید: من چندان جزئیات عملیات های نظامی محرمانه شان را پرس و جو نمی کردم بیشتر بعد از شهادتش بود که از خلبانان همرزم و یا فرماندهان نیروی هوایی نکات جدید مربوط به عملیات های مصطفی دریافتم. آنها توصیف می کردند که شهید اردستانی در همه ایام جنگ برای مأموریت های سخت پیشقدم می شد و آماری که از میزان پروازها و مأموریت هایش در بمباران مواضع ارتش عراق اعلام کردند برای خود من غرورانگیز بود. او ۴۰۰ پرواز انجام داده بود و هزار و ۷۲۴ ساعت در مقابل بعثی ها جنگیده بود. در یکی از روزها ۱۳ پرواز و حمله به مقر دشمن داشت که واقعاً وقتی پیش خود حساب می کردم، به سهم خودم افتخار می کردم و اینها نشانه روحیه خستگی ناپذیر او در جنگ بود. مصطفی مأموریت هایی داشت که تا یک قدمی شهادت پیش رفته بود و من می دانستم که او در این راه مسئله مرگ در راه عقیده و وطن را برای خودش حل کرده است.

    از زندگی مشترکش با بزرگمرد نیروی هوایی می پرسم و این که در زندگی شخصی اش چه خلق و خصلتی داشته است و همسر گرامی اش می گوید: مصطفی درست در اوج شکوفایی توانایی و استعداد رزمی اش یعنی ۴۶ سالگی، در سانحه سقوط هواپیمای حامل فرماندهان نیروی هوایی ارتش در دی ماه ۱۳۷۳، به شهادت رسید.

    ما صاحب ۴ فرزند شدیم؛ ۲ پسر و ۲ دختر. او به همان اندازه که در مسئولیت پایگاهی و فعالیت خلبانی منضبط و سختکوش بود در زندگی فردی نیز نقش یک پدر ایده ال را برای بچه ها داشت. صبوری، ایمان و تواضع او چیزی نیست که من بخواهم بیان کنم حتماً در این باره از همرزمانش مطالب زیادی شنیده اید. الان این خاطره به ذهنم آمد که بگویم مصطفی بسیاری از نشان ها و هدایایی که به پاس عملیات های بزرگ از دست مسئولان نظام می گرفت به حساب صندوق های ویژه نیازمندان می ریخت یا به ساخت مدرسه در مناطق محروم مثل سیستان و بلوچستان اختصاص می داد.

    همسر شهید اردستانی در ادامه می گوید؛ من و بچه ها همیشه جای خالی او را حس می کنیم همچنان که تصور می کنم روح بلند او همیشه با ما است. نگاه مصطفی به من و بچه ها در زندگی همان است که در وصیتنامه اش خوانده اید.

    سپس خانم اردستانی با صدای بغض گرفته از توصیه های آقا مصطفی می گوید: او از این که به دلیل مسئولیتش در صحنه جنگ فرصت چندانی برای خانواده نگذاشته، اظهار شرمندگی کرده و گفته است همه تان را دوست داشتم اما به خاطر خدا اگر نتوانستم وقتم را صرف آنها(بچه ها)بکنم به دلیل نیاز اسلام و ملت مسلمان بود.

    بعد از ما حلالیت خواسته و توصیه کرده که بعد از من گریه و زاری نکنند و اگر دل تان می سوزد به حال محمد و آل محمد بسوزد. در جای دیگر از ما می خواهد عکسش را چاپ نکنیم و برای او تبلغ نکنیم بسیجی وار تشییع کنیم و کسی به زحمت نیفتد. ما هم طبق خواسته اش خیلی ساده و به دور از تبلیغ و تشریفات در صحن حیاط امام زاده جعفر در شهرستان پیشوا دفن اش کردیم.

    خانم اردستانی در ادامه حس و حال مسئولان نظام بعد از شهادت آقا مصطفی را از زبان رهبری بیان می کند که در آن آمده است: «شهید اردستانی یکی از پاک‌ترین، مخلص‌ترین و مومن‌ترین افراد تمام قشرها بود. او عنصری فدایی و شهیدی زنده بود و عزیزانی از قبیل شهید اردستانی و دیگر دوستانی که به شهادت رسیدند، داغی است بر دل هرکسی که نسبت به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران احساس خویشاوندی و نزدیکی می‌کند. برای من و ملت عزیز این یک داغ بزرگ بود. با بودن شهید اردستانی در عملیات، قلب من آرام بود»

    در انتهای این گفت و گو که بحث ما با همسر اسطوره نیروی هوایی به ایام شهادت او می رسد خانم اردستانی می گوید: بعد از شهادت خلبان بابایی آرام و قرار نداشت. آنها دلبستگی خاصی به همدیگر داشتند واقعاً نمی توانم حس و حال او را بعد از رفتن خلبان بابایی توصیف کنم. بسیار گریه می کرد. نه تنها عکس شهید بابایی بلکه گویی روح او دائم مقابل چشمش مجسم می شد. با حالت حسرت و گریه می گفت که عباس چرا تنها رفتی، مگر قرار نبود تا آخر خط باهم با بعثی ها بجنگیم.

    او در پایان به یاد می آورد: مصطفی که همیشه آرزوی شهادت می کرد بعد از رفتن نزدیک ترین همرزمش بسیار دلتنگ پرواز ابدی بود. بارها این جمله را به زبان می آورد که یک خلبان مبارز نباید در بستر بمیرد و همچنان که برای دفاع از میهن و مردم و اسلام به آسمان پرواز می کند باید مرگش نیز جاودانه باشد لذا از خدای خود مفتخرانه طلب کرده بود تا در حین انجام خدمت به مردم سرزمینش به لقا پروردگار خویش نایل آید و سرانجام در پانزدهم دی ماه سال ۱۳۷۳ با مرکب همیشه همراه در ماموریت هایش به لقا ا… شتافت

    ۲۶۲ total views, 6 views today


    ابرچسب :
    طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس

    چند رسانه ای